تلاقی کردن معنی انگلیسی converge cross interfere meet واژههای انگلیسی با این معنی countervial خنثي کردن - برابري کردن با - جبران کردن - تلاقي، کردن anastomose به هم پيوستن، در هم باز شدن، با يگديگر تلاقي کردن redezvous محل تلاقي يکانها، رانده وو، محل ملاقات