تلفظ
معنی انگلیسی
pron pronunciation
واژههای انگلیسی با این معنی
- pronunciation تلفظ، ادا، سخن راني
- cacoepy تلفظ بد
- pronouncing تلفظ دار
- pronounce تلفظ کردن، ادا کردن، اظهار کردن
- orthoepy تلفظ درست، درست خواني، قرائت خواني
- pronounceable تلفظ کردني، قابل تلفظ، ادا کردني
- vocalization تلفظ صوتي.
- mispronunciation تلفظ نادرست، تلفظ غلط
- mispronounciation تلفظ نادرست
- lallation تلفظ حرف (ر)
- nasal تلفظ تو دماغي، غنه
- nasality تلفظ تو دماغي، غنه
- laissez-aller تلفظ به فرانسه
- OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين
- articulate شمرده تلفظ کردن، مفصل دار کردن، شمرده سخن گفتن
- articulator شمرده تلفظ کردن، مفصل دار کردن، شمرده سخن گفتن
- emphasize باقوت تلفظ کردن، تاکيدکردن (در)، اهميت دادن
- mispronounce درست تلفظ نکردن، غلط تلفظ کردن، بد ادا کردن
- assibilate چون س تلفظ کردن
- jaw-breaking دشوار براي تلفظ
- CISC با تلفظ ((سيسک))، حروف اختصاري complex instruction، set computing و به مفهوم پردازنده اي است که از
- ECMA با تلفظ ((اکما))، سرنام عبارت "European Computer، " Manufactures Associations
- ISA با تلفظ ((آي سا))، حروف اختصاري Industry Standard، Architecture و طرح غير رسمي گذرگاه (bus) آي بي ام
- ramdac با تلفظ ((رم دک))، سرنام عبارت "random access memory، " digital-to-analog converter (به مفهوم مبدل رقمي به