تله معنی انگلیسی bait gin lure net pit pitfall snare toils trap web واژههای انگلیسی با این معنی telenet تله نت، شبکه مخابراتي rattrap تله موش، دام بلا.، مخمصه q ship ناو تله، ناو فريبنده و دروغين teleran تله ران، دور راهبر gas trap تله گاز mouse trap تله موش mouse-trap تله موش ski lift تله اسکي ski tow تله اسکي steam trap تله بخار vaccum trap تله خلاء mousetrap تله ي موش، در تله انداختن، گرفتار کردن safety trap تله ايمني trapdoor درب تله يي، فاصله اي عمدي در يک سيستم پردازش اطلاعات، که به منظور جمع آوري تغيير يا خراب کردن man trap تله ادمگير، دام براي انسان. population trap تله جمعيتي spray tray تله افشانک liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و man-trap تله آدم گير، در CL بکار بردن آن جز در فاصله غروب تا، طلوع خورشيد و به منظور جلوگيري از ورود booby trap تله انفجاري، تله انفجاري کردن teletype exchange مرکز تله تايپ entoil در تله انداختن، به دام انداختن radioteletype بي سيم تله تايپ، تلگراف بي سيم keynes liquidity trap تله نقدينگي کينز