تلگرافی معنی انگلیسی telegraphic telegraphically wire واژههای انگلیسی با این معنی telegrahic تلگرافي periwinkle گل تلگرافي telegraphic address آدرس تلگرافي telegraph signal علامت تلگرافي telegram مخابره تلگرافي، صورت تلگراف، تلگراف telecommunications ارتباط تلگرافي، مخابرات تلگرافي telegraphic frequency فرکانس تلگرافي telegraphic message مخابره تلگرافي phototelegraphyt مخابره تلگرافي عکس، عکسبرداري راديويي. teleprocessing دستگاه تايپ تلگرافي، تايپ کردن مکالمات تلگرافي به طور کشف telegraphic transfer انتقال تلگرافي (پول) cable match رويارويي تلگرافي شطرنج morsecode علائم رمز تلگرافي مرس. teletypewriter دستگاه تايپ مخابرات تلگرافي multiplex telegraphy دستگاه تلگرافي که در يک زمان با يک سيم چند، مخابره ميکند way station ايستگاه واسطه مخابراتي تله تايپ و، تلگرافي، ايستگاه رله مخابراتي telegraphic از راه دور نگاري، تلگرافي. cross fire آتش متقاطع، تداخل دو مکالمه تلفني يا تلگرافي با هم ems dispatch پيام امس، تلگراف امس، عنوان واقعه مشهور ملاقات سفير فرانسه با