تماس
معنی انگلیسی
contact touch
واژههای انگلیسی با این معنی
- tangency تماس، تلاقي، برخورد
- contact line خط تماس
- line of contact خط تماس
- contact point قطب تماس، وسيله تماس، نقطه اخذ تماس
- area contact سطح تماس
- contact diameter قطر تماس
- contact surface سطح تماس
- shock hazard خطر تماس
- contact party گروه تماس، گروهي که براي کسب اطلاعات از، يک يکان به جلو اعزام مي شود
- contact patrol گشتي تماس، گشتي اخذ تماس
- contact ratio نسبت تماس
- point of contact نقطه تماس
- contact area منطقه تماس، منطقه اخذ تماس
- liaise تماس گرفتن، در ارتباط بودن
- zone of contact ناحيه تماس، محل برخورد
- angle of contact زاويه تماس
- contact angle زاويه تماس
- contact flange فلانژ تماس
- contact lost تماس قطع شد، هدف از ميدان تعقيب خارج شد، هدف گم شد
- point contact تماس نقطه اي، کنتاکت نقطه اي
- contact backlash دنده کور تماس
- contact report گزارش اخذ تماس، گزارش تماس با هواپيماي دشمن
- movement to contact حرکت به اخذ تماس، حرکت به تماس
- contact behavior رفتار تماس جويانه