تو کردن معنی انگلیسی tuck واژههای انگلیسی با این معنی nasalize تو دماغي تلفظ کردن، تبديل به بحرف تو دماغي کردن، تو دماغي سخن گفتن reefknot گره مربع مخصوص تو گذاشتن يا جمع کردن، بادبان، تو گذاشتن. tuck بالا زدن، تو گذاشتن، چين دادن clunk صداي عميق و تو خالي، دنگ، اين صدا را ايجاد کردن nerd يک آماتور کامپيوتر، آشيانه، لانه کردن playact بازي کردن، نقش داشتن، وانمود کردن takeup تو گذاشتن، تنگ کردن، وسيله ي تنگ کردن يا کوتاه کردن چيزي immit تو اوردن، داخل کردن، تزريق کردن