توام
معنی انگلیسی
conjoint simultaneous tempered twin
واژههای انگلیسی با این معنی
- integrated staff ستاد توام، ستاد يکپارچه، ستاد التقاطي
- integrated training آموزش توام
- twin check مقابله توام، بررسي توام.
- reatrain عملکرد توام
- effective faith ايمان توام باعمل
- integrated defense پدافند هوايي توام، پدافند از مناطق توام دفاعي
- work relief استراحت توام با کار
- participant observation مشاهده توام با مشارکت
- gynandruos داراي پرچم و گرزن توام، نرماده، مادگي پرچم
- kleptolagnia تحريک جنسي توام با دزدي
- interrobang نشان توام با شگفتي و پرسش
- mixed air توام هوا (مشاهده توپخانه)
- mixed graze توام زمين (مشاهده توپخانه)
- twin bill دو مسابقه توام در يک برنامه
- rule of reason تفسير قانوني توام با سوء نيت، تفسير کردن قانون به طور غير عادلانه به، منظور حفظ بعضي انحصارات غير قانوني
- integrated reservoir operation بهره برداري توام از چند مخزن
- high mass عشاء رباني توام با موسيقي وبخور.
- malicious prosecution پيگرد يا دستگيري توام با سوء نيت
- androgyny وجود دو حالت زنانگي و مردانگي توام، دوجنسي، خنثي
- cretinism کرتنيسم (عقب ماندگي توام با کوتولگي)
- paragraph three هرکدام از حرکات روي يک پا توام با چرخش، (اسکيت)
- object lesson درسي که با نشان دادن چيزهاي موضوع درس توام، ميشود، درس علمي
- myo-endocarditis التهاب عضله قلب توام با التهاب درون شامه قلب، ميو، کارديت و آندو کارديت با هم.
- twin دو قولو، توام، همزاد