توربینی
معنی انگلیسی
turbo-
واژههای انگلیسی با این معنی
- turbine pump پمپ توربيني
- turboblower دمنده توربيني، بادبزن توربيني
- bore hole pump تلمبه توربيني چاه عميق
- turboprop ملخ توربيني ناو يا هواپيما
- burner cans محفظه احتراق موتورهاي توربيني
- air turbine starter استارتري در موتورهاي توربيني که توسط، هواي فشرده توربين کوچکي را که توسط، چرخدنده هايي با کمپرسور درگيراست
- turbopump پمشي که توسط توربيني که بوسيله گازهاي، حاصل از سوختن سوختهاي راکت به چرخش، درآمده به حرکت در مي آيد
- jet A سوخت موتور توربيني که در دماي 40 درجه، منجمد ميشود
- air impingment starter نوعي استارتر در موتورهاي توربيني کوچک
- gas trubine توربيني که توسط گاز کار و حرکت ميکند.
- compressor bleed air هوايي که از قسمت کمپرسور موتور توربيني، براي جلوگيري از واماندگي و يا براي بکار، اندازي بعضي متعلقات گرفته ميشود
- jet A-1 سوخت موتور توربيني که در دماي -50 درجه، منجمد ميشود
- turbostarter استارتر موتوراصلي که توسط توربيني ميچرخد، که خود توسط خروج گاز به حرکت درآمده
- torch pot محفظه مشعل سوخت، محفظه سوخت پاش توربيني (دريايي)
- carbon seal وسيله اي مقاوم در برابر گرما که در، موتورهاي توربيني براي جلوگيري از خروج، يا نشت روغن از محفظه ياتاقان بکار ميرود
- turbosupercharger سوپر شارژي در موتورهاي پيستوني که توسط، توربيني در مسير گازهاي خروجي کار ميکند
- supercharger شارژري که توسط ميل لنگ و چرخدنده، افزاينده و يا توربيني که در مجراي اگزوز، قرارگرفته ميچرخد و دانسيته هوا را