تکنولوژی
معنی انگلیسی
technology
واژههای انگلیسی با این معنی
- electrotechnology تکنولوژي برق، شناخت صنعت برق
- elecric technology تکنولوژي برق
- soft technology تکنولوژي نرم
- neutral technology تکنولوژي خنثي، تکنولوژي بي طرف در رابطه با عوامل توليد
- appropriate technology تکنولوژي مناسب
- appropriated technology تکنولوژي متناسب، فن شناسي فراخور
- choice of technology انتخاب تکنولوژي
- instructional technology تکنولوژي آموزشي
- technology transfer انتقال تکنولوژي
- transfer of technology انتقال تکنولوژي
- backstop technology تکنولوژي پشتيبان، فن شناسي پشتواندار، تکنولوژي با صرفه
- architectonic تکنولوژي ساختمان
- information technology تکنولوژي اطلاعات
- institute of technology انستيتو تکنولوژي
- nuclear engineering تکنولوژي هسته اي
- nuclear technology تکنولوژي هسته اي
- automotive engineering تکنولوژي اتومکانيک، مهندسي مکانيک اتومبيل
- data processing technology تکنولوژي پردازش داده
- automatic control technology تکنولوژي اتوماتيک کنترل
- reprographics تکنولوژي اي که شامل وارد زير است، فرآيندهاي توليد مجدد و نسخه برداري از، مستندات
- p-channel mos تکنولوژي نيمه هادي اکسيد فلزي نسبتا"، قديمي براي دستگاههايي که با تکنولوژي، LSI ساخته شده اند
- computer input microfilm تکنولوژي که مستلزم بکارگيري يک دستگاه، ورودي براي خواندن مستقيم محتويات، ميکروفيلم به درون کامپيوتر مي باشد
- opto electronics تکنولوژي مربوط به مجتمع سازي دانش نور و، الکترونيک
- technetronic وابسته به کاربرد همگام تکنولوژي و الکترونيک، تکنوترانيک