تیربار
معنی انگلیسی
machine gun
واژههای انگلیسی با این معنی
- first defense gun تيربار منطقه جلو، جلوترين تيربار دفاعي
- bipod دو پايه (تيربار)
- submachinegun تيربار نيم خودکار، تيربار سبک
- buffer body بدنه دافع (در تيربار)
- operating slide دستگاه آلات متحرک تيربار، آلات متحرک يا قسمتهاي خوراک دهنده
- sweeping fire آتش درو در عرض و عمق به وسيله تيربار
- strafing زير آتش گرفتن هدفهاي زميني به وسيله، تيربار هواپيما، به مسلسل بستن هدفهاي
- head space فاصله سر، فاصله سر تيربار، فاصله بين
- leader's rule روش تعيين مسافت امن هنگام اجراي تير، بالاي سر بوسيله تيربار، تعيين مسافت امن
- sear pin محور پايه آتش، محور چکاننده در تيربار
- limit of fire حدود آتش، حدود ميدان آتش تيربار ياسلاح
- gunner's rule روش تخمين مسافت صحيح در تيراندازي با، تيربار يا تفنگ بدون عقب نشيني
- short burst رگبار کوتاه، (در تيراندازي تفنگ خودکار و تيربار)
- subcaliber range ميدان تير لوله جوفي، ميدان تير مخصوص، تيراندازي با لوله جوفي يا تيربار اثرگذار
- subcaliber جنگ افزار جوفي، لوله جوفي، تفنگ اثر گذار
- base ring حلقه يا رينگ تحتاني توپ، حلقه پايه، حلقه کف