تیم
معنی انگلیسی
team warehouse
واژههای انگلیسی با این معنی
- combat team تيم رزمي، گروهان مرکب رزمي، گروه رزمي پياده
- combined arms team تيم مرکب، تيم رسته هاي مرکب (حدود گروهان)
- first team تيم اصلي
- sextet تيم هاکي
- club house رختکن تيم
- functional team تيم اجرايي، تيم عمل کننده
- double-team تيم دونفره
- company team تيم گروهاني، تيم مرکب (گروهان تقويت شده)
- light fire team تيم آتش سبک، تيم دو هلي کوپتره
- wire laying تيم سيم کشي، سيم کشي کردن
- field captain کاپيتان تيم
- powerhouse تيم نيرومند
- quintet تيم بسکتبال
- special team تيم ذخيره ها
- specialty team تيم ذخيره ها
- four man team تيم چهار نفره
- fire party تيم اطفاي حريق، تيم آتش نشاني
- all-star تيم تمام ستاره
- illegal procedure خطاي تيم مهاجم
- crewman عضو تيم پاروزني
- first-string بازيگر اصلي تيم
- pararescue team تيم تجسس و نجات
- boat team تيم قايق آب خاکي، تيم سوار شونده در يک، قايق در عمليات آب خاکي
- programming team تيم برنامه نويسي