تیمار معنی انگلیسی care custody ministration ministry nursing service treatment واژههای انگلیسی با این معنی groon مهتري کردن، تيمار کردن، (اسب) pedicure مانيکور پا، معالجه امراض دست وپا.، پا تيمار ICU مخفف: آي - سي - يو، بخش مراقبت شديد، بخش پر تيمار attendance توجه، مواظبت، رسيدگي