ثانویه
معنی انگلیسی
secondary
واژههای انگلیسی با این معنی
- secondary key کليد ثانويه
- secondary nozzle نازل ثانويه
- secondry air هواي ثانويه
- secondary storage حافظه ثانويه، انباره ثانوي
- secondary memory حافظه ثانويه
- secondary obligation تعهدات ثانويه
- secondary standard استاندارد ثانويه
- secondary electron emission پيل ثانويه الکترون
- secondary great circle دايره عظيمه ثانويه
- plastic zone منطقه ثانويه قيف انفجار گلوله، منطقه اي که در آن خاکها زير و رو ميشوند)
- output voltage ولتاژ خروجي، ولتاژ ثانويه، فشار الکتريکي ثانويه
- differential spoilers اسپويلرهاي روي بال که بعنوان سطوح کنترل، اوليه و ثانويه براي حرکت حول محور طولي، بکار ميروند
- autotransformer ترانسفورماتوري با يک سيم پيچ که بوسيله، يک لغزنده کربني تعدادي از دورهاي سيم پيچ، را بعنوان ثانويه جدا ميکند
- huygen's principle قانون عمومي مربوط به همه حرکتهاي موجي :، هر نقطه دلخواه در جبهه فاز يا جبهه موج، ميتواند خود منبع ثانويه اي براي انتشار
- androgen آندروژن، هورمون هاي جنسي که باعث ايجاد صفات، ثانويه جنسي در مرد (مثل ريش و صدا) مي شوند.