جا تعیین کردن معنی انگلیسی situate واژههای انگلیسی با این معنی localize محلي کردن، محدود بيک جا کردن، جمع کردن location تعين جا، تعيين محل، جا assignment of space تعيين جا، تخصيص جا براي انبار کردن آماد