جانب معنی انگلیسی part side stead to behalf واژههای انگلیسی با این معنی accessories لوازم جانب? centripetal acceleration نيروي جانب مرکز centripetal force نيروي جانب مرکز estate in reversion هبه قابل رجوع از جانب واهب، هبه اي که مدتي پس از انشاء تحقق يابد bear in تمايل اسب به نزديک شدن به جانب کناره، مسير يا نرده ها ADB مخفف Apple Desktop Bus درگاه جانب? برا? اتصال تجه?زات کم سرعت مانند م?کروفون و صفحه کل?د به کامپ?وتر self proclaimed پيش خود اظهار شده، ادعا شده از جانب خود شخص. galactic noise تشعشع راديويي کهکشان، صوت پراکني از جانب کهکشان. partiality طرفداري، سوگيري، جانب داري providentially بقدرت خدا، از مشيت الهي، من جانب الله southwest واقع در جنوب غربي، باد جنوب غربي.، از جانب جنوبغربي sans recours بدون رجوع، عبارتي که ظهر نويس وقتي به نمايندگي از، جانب ديگري ظهر نويسي مي کند قبل ار امضا bakuninism باکونينيسم، اصول عقايد باکونين نويسنده آنارشيست، روسي و همکار مارکس و انگلس که بعدها side سو، طرف، سمت