جایابی معنی انگلیسی location واژههای انگلیسی با این معنی echolocation سويابي پژواکي، پژواک جايابي locate جاي (چيزي را) تعيين کردن، تعيين محل کردن، پيدا کردن location تعين جا، تعيين محل، جا