جایی که
معنی انگلیسی
where
واژههای انگلیسی با این معنی
- rettery جايي که بذرک را مي خيسانند
- flag-station جايي که قطارباديدن پرچم ويژه نگاه، ميدارندوايستگاه دائمي نيست
- plate rack جايي که بشقاب هامي گذارند خشک شود
- turbary جايي که زغال سنگ نارس يا مواد گياهي، سوختني از آن بدست مي آيد
- cinematheque جايي که در آن فيلم سينمايي گردآوري و، نمايش داده ميشود
- vantage ground جايي که براي دفاع يا حمله مساعد باشد، موضع مساعد
- day-nursery جايي که بچه هاراهنگاميکه مادرهاشان مشغول، کارند نگه ميدارند
- peatery جايي که از ان مواد گياهي زغالي کنده ميشود، کان زغال سنگ
- dispensaries تيمارگاه :جايي که به تهيدستان دارورارايگان، يابه بهاي اندک ميد
- dispensary تيمارگاه :جايي که به تهيدستان دارورارايگان، يابه بهاي اندک ميد
- charnel-house جايي که (استخوانهاي) مردگان راتوده مي کنند
- scarf joint جايي که دو سر تير رانيم ونيم کرده با هم جفت، کرده باشند
- scarf weld جايي که دو ميل اهن را نيم ونيم کرده باهم جوش، داده باشند
- wherever هر جا که، هر جايي که، هر کجا
- wheresoever هر جا که، هر جايي که
- gas log (در بخاري) گازسوز، جايي که گازميسوزد.
- p.of the ways جاي جداشدن چندراه، جايي که بايديکي ازچندچيزرابرگزيد
- varicosities گشاد شدگي سياهرگ، جايي که چند سياهرگ گشاد شده باشند
- varicosity گشاد شدگي سياهرگ، جايي که چند سياهرگ گشاد شده باشند
- sprayer دارو پاش، تلمبه اي که با آن آبگونه اي را در جايي، بيفشانند
- pub ميخانه، جايي که نوشابه و خوراک و جابمردم ميدهند
- gas-fittings اثاثيه گاز، اسبابي که براي گرم کردن ياروشن کردن جايي، باگازبکا
- public house ميخانه، جايي که نوشابه و خوراک و جا بمردم ميدهند
- pentarch رئيس يک شهر از شهرهاي پنجگانه، يکي از پنج تن مردمي که در جايي حکومت کنند