جریان برق
معنی انگلیسی
current electric current electricity
واژههای انگلیسی با این معنی
- lightning current جريان برق
- power line filter صافي جريان برق، يکنواخت کننده برق
- brown out کاهش جريان برق
- current-path مسير عبور جريان برق
- electroanalysis تجزيه شيميايي بوسيله جريان برق.
- thermoelectrometer آلت سنجش جريان برق از روي گرماي آن
- diathermy رساندن گرمابنسوج بدن بوسيله جريان برق
- impedance مقاومت صوري برق در برابر جريان متناوب
- electrolyte بجسمي که بوسيله جريان برق فاسدياتحليلي، ميگرد د
- electro-magnet اهني که بوسيله جريان برق خاصيت مقناطيسي، پيداميکند
- push pull وابسته بدولوله الکتروني که جريان برق در انها، در دوجهت متضاد جريان يابد.
- electromotion حرکت برق، جريان برق، حرکت مکانيکي که ازالکتريک پيداشود
- amperage آمپراژ، (برق) شدت جريان برق، ميزان نيروي برق برحسب امپر.
- electromotive وابسته بجريان برق، توليدکننده جريان برق، برق اور
- rheostatic (برق) روستات، دستگاه تنظيم جريان هاي متغير برق، دستگاه يا جعبه تنظيم مقاومت.
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع
- cut out جدا کردن در اثر بريدن، کندن، برش دادن
- all mains receiver گيرنده جريان دائم و جريان متناوب، راديوي برق و باطري