جریحه دار کردن معنی انگلیسی wound واژههای انگلیسی با این معنی offending public decency جريحه دار کردن عفت عمومي ulcerate زخم شدن، توليد قرحه کردن، زخم (دار) کردن lacerate دريدن، ريش کردن، از شکل انداختن corkscrewed زخم، ريش، توهين wound زخم، ريش، توهين