جلو به
معنی انگلیسی
forth
واژههای انگلیسی با این معنی
- footling پا به جلو
- oars forward پارو به جلو
- fwd مخفف: به جلو، پيش
- slow ahead آهسته به جلو
- shift forward انتقال به جلو، انتقال به عوامل بعدي، حرکت به سمت جلو
- forward reference ارجاع به جلو.
- forward bias پيشقدر به جلو.
- forward association تداعي رو به جلو
- gather headway شروع به جلو رفتن
- antevert به جلو منحرف کردن
- fore and aft از جلو به عقب کشتي
- anteversion انحراف زاهدان به جلو
- passade حرکت اسب به جلو و عقب
- sidearm با حرکت دست از پهلو به جلو
- mae tobi geri ضربه پرشي پا به جلو (کاراته)
- passing game حمله با استفاده از پاس به جلو
- screen pass پاس کوتاه به جلو پشت سد دفاعي
- throw-forward بردن غيرمجاز توپ به جلو (رگبي)
- zenkatsu dachi ايستادن متمايل به جلو (کاراته)
- corner shot ضربه به گوشه ديوار جلو (اسکواش)
- fishtail wind بادي که مداوما به چپ و راست يا جلو و، عقب تغيير جهت مي دهد، باد مواج
- tinga پشتک به جلو با نيم خم زانو و چرخ فلک
- stop and go پاس با دويدن گيرنده توپ به جلو و توقف، کوتاه و دوباره به جلو براي پاس بلند، (فوتبال آمريکايي)
- square-in پاس با دويدن دريافت کننده توپ به جلو و، تغيير مسير به کنار و به موازات خط تجمع، (فوتبال آمريکايي)