جلو گیر معنی انگلیسی obstructive واژههای انگلیسی با این معنی preventive جلو گير کننده، دافع، عامل جلو گيري splash board گل گير (جلو گردونه که از پريدن گل براننده، جلوگيري ميکند) intercipient راه بند، جلو گير interceptor جدا سازنده، حائل، جلو گير stymie قرار گرفتن، توپ گلف يک بازيکن در جلو توپ بازيکن ديگر، مانع شدن indulgent گذشت کننده، مساهله کننده، سهل گير obstacle گير، مانع، رداع