جواز معنی انگلیسی authorization certificate license permit ticket واژههای انگلیسی با این معنی permit holder صاحب جواز import licence جواز واردات licencor اعطاء کننده جواز، اعطاء کننده پروانه licensor اعطاء کننده جواز، اعطاء کننده پروانه arrentation پروانه يا جواز بهره برداري ار اراضي، جنگلي در ازاي پرداخت اجاره سالانه معين cedula پروانه، جواز، مدرک bill of loading بارنامه کشتي، جواز کشتي licensee پروانه دار، صاحب جواز plevin حکم امان، جواز امان conduct safe خط امان، جواز امان kashrut (درمذهب يهود)مشروعيت، حالت جواز. residence permit پروانه اقامت، جواز اقامت kashruth مشروعيت، حالت جواز. export licence پروانه صادرات، جواز صادرات licencee دارنده پروانه، دارنده جواز canonicity مطابقت باقانون شرع، شرعي بودن، جواز شرعي laissez-passer پروانه عبور، اجازه عبور، جواز عبور impermissibility ناروايي، غير مجازي، ممنوعيت