حافظه (کامپیوتر)
معنی انگلیسی
storage memory
واژههای انگلیسی با این معنی
- disaster dump رونوشت از حافظه کامپيوتر که نتيجه، اشتباه غير قابل پوشش در برنامه است
- page in فرآيند رفت و برگشت نامه يا داده از ديسک، به حافظه اصلي کامپيوتر
- page out فرآيند رفت و برگشت نامه ها يا داده از، حافظه اصلي کامپيوتر به ديسک
- refresh memory واحد حافظه با سرعت بالا براي توليد مجدد، تصوير، ناحيه اي از حافظه کامپيوتر که مقاديري
- backward read يک نوع مشخصه موجود در بعضي از سيستمهاي، نوار مغناطيسي که در آن واحدهاي نوار، مغناطيسي با حرکت در جهت معکوس مي توانند
- DPMI حروف اختصاري عبارت DOS Potected Mode، Interface (به مفهوم رابط حالت حفاظت شده DOS)، يک
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- cycle stealing مدت چرخه، روشي که اجازه مي دهد يک دستگاه جانبي، بطور موقت کامپيوتر را از دسترسي به مسير
- statitizing فرآيند انتقال يک دستورالعمل از حافظه، کامپيوتر به ثبات هاي دستورالعمل و، نگهداري آن آن در آنجا بگونه اي که براي
- add on افزوده شده، مدارات، سيستمها يا دستگاههاي سخت افزاري
- expansion interface تخته مدار که به يک فرد امکان مي دهد تا، گرداننده هاي ديسک، حافظه جانبي و ساير
- ramdrive.sys در DOS يک فايل پيکربنغي همراه سيستم عامل، است که بخشي از حافظه دستيابي مستقيم، کامپيوتر را بعنوان يک ديسک کنار مي گذارد
- push down stack مجموعه اي از مکان هاي حافظه يا ثبات هاي، کامپيوتر که ليستي از نوع push-down را، اجرا مي کنند
- bit image مجموعه اي از بيت ها که در حافظه، کامپيوتر به صورت يک ماتريس مستطيلي، ذخيره شده اند
- arithmatic unit قسمت حافظه ماشين حساب، دستگاه محاسب کامپيوتر
- external storage حافظه خارجي، ثبات خارجي کامپيوتر