حد مجاز معنی انگلیسی clearance limit واژههای انگلیسی با این معنی bag limit حد مجاز صيد acceptance tolerance حد مجاز قابل قبول ultra vires بيش از حد مجاز قانوني، متجاوز از، حدود اختيار surcharge of common استفاده بيش از حد مجاز از چراگاه، يا جنگل eligible traffic عبور و مرور مجاز، حد عبور مجاز مسيرها overweight سنگيني زياد، وزن زياد، آوار automatic-reset circuit breaker محافظت کننده مدر که با افزايش بيش از حد، مجاز مدار را قطع ميکند