حداقل لازم معنی انگلیسی bare-bones واژههای انگلیسی با این معنی cold test آزمايشي براي تعيين حداقل دماي لازم براي، عبور آزادانه سيال cold thrust آزمايشي براي تعيين حداقل دماي لازم براي، عبور آزادانه سيال mobilization base مبناي بسيج، حداقل منابع لازم براي بسيج نيروها، پايگاه بسيج redundancy check تستي متکي بر انتقال بيت ها و کاراکترهايي، که بيش از حداقل تعداد لازم براي بيان خود، پيام هستند coming-in speed حداقل سرعت گردش مگنتو براي تامين ولتاژ، لازم جهت جرقه زدن همزمان تمام شمع ها limit velocity حداقل سرعت ابتدايي توپ يا خمپاره که، بتوان با آن نفوذ لازم را به دست آورد