حذف کردن معنی انگلیسی cut delete elide eliminate except expunge omit prune واژههای انگلیسی با این معنی pretermit حذف کردن، انداختن، از گفتن (چيزي) فرو گذاري eliminate حذف کردن، محوکردن، برداشتن elide حذف کردن، له کردن، ترخيم کردن omit انداختن، حذف کردن، از قلم انداختن apocopate ترخيم کردن، حذف کردن delist از فهرست زدن، از فهرست حذف کردن، نافهرست کردن zap پاک کردن، حذف يک فايل يا پاک کردن ناگهاني يک صفحه، فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روي صفحه elimination رفع، برطرف سازي، دفع write off حذف، کسر کردن، سوخت شده declassification از طبقه بندي خارج کردن، حذف طبقه بندي