حفاری
معنی انگلیسی
digs excavation
واژههای انگلیسی با این معنی
- diggings حفاري، محل حفر.، کانگاه
- drilling mud گل حفاري
- back hoe بيل حفاري
- back shovel بيل حفاري
- crowed shevel بيل حفاري
- drilling bit مته حفاري
- boring pipe لوله حفاري
- drilling pipe سوزن حفاري
- earth excavating حفاري زمين
- inclined drilling حفاري مايل
- trench excavator ماشين حفاري
- mud flush rotary حفاري اوراني
- rotary drilling حفاري دوراني
- open cut حفاري در فضاي باز
- jetting tube لوله تزريق در حفاري
- trepanation مته حفاري معدن وجراحي، بامته سوراخ کردن، حيله گر
- adamantine drilling حفاري با مته ساچمه اي
- hoe کج بيل حفاري يا خاکبرداري
- pioneer tools وسايل حفاري و تهيه استحکامات، وسايل مهندسي حفاري
- bored well چاهي که بوسيله مته حفاري شده باشد
- drill extractor آلتي که مته حفاري شکسته را از سوزن، حفاري جدا ميکند
- boring tubes لوله هايي که براي حفاري بکار ميرود
- king pile تيري که قبل از شروع حفاري به منزله شمع، در وسط شيار ميکوبند
- drilling capacity ظرفيت مته کاري، ظرفيت حفاري