حفاظت کردن معنی انگلیسی defend cover protect safeguard واژههای انگلیسی با این معنی write protect disable بي اثر کردن حفاظت در برابر نوشتن power down خاموش کردن يک کامپيوتر يا دستگاه جانبي، اقداماتي که به هنگام خرابي برق يا قطع، عمليات ممکن است توسط کامپيوتر براي chaperone شخصي که همراه خانم هاي جوان ميرود، نگهبان ياملا زم خانم هاي جوان، نگهباني کردن safe-guard حفاظت، حراست، حمايت barrier forces نيروهاي مامور سد کردن راه دشمن، نيروهاي حفاظت از موانع barff's precess حفاظت آهن در مقابل زنگ زدن بوسيله، اکسيده کردن soil conservation حفاظت خاک، مهيا کردن خاک براي محصول بخصوصي.