حق داشتن معنی انگلیسی able authorize can hold واژههای انگلیسی با این معنی have a lien حق حبس داشتن have a vote حق راي داشتن intercommon حق مشترک (درزمين يکديگر) داشتن، گفتگوکردن، اميزش کردن armigerous داراي حق داشتن نشان نجابت خانوادگي patronize تشويق کردن، نگهداري کردن، لطف داشتن در حق