خارجه معنی انگلیسی abroad foreign overseas واژههای انگلیسی با این معنی residing abroad مقيم خارجه department of state وزارت خارجه foreign nationals اتباع خارجه foreign minister وزير امور خارجه foreign office وزارت (امور) خارجه FO مخفف: وزارت امور خارجه secretary of state وزير، (درامريکا) وزير خارجه colombo plan طرح کلمبو، طرح ايجاد شده به وسيله وزيران خارجه، ملتهاي مشترک المنافع بريتانيا در سال blue book کتاب آبي، کتابي است که وزارت امور خارجه هر کشور، هر چند سال يک مرتبه منتشر و مسائل سياسي peregrin or rine بيگانه، غريب، از خارجه امده balfour declaration اعلاميه بالفور، منظور نامه اي است که آرتور جيمز بالفور، وزير خارجه بريتانيا به سال 1917 براي لر brian kellogg پيمان بريان کلوگ، پيماني که مبتکر آن بريان کلوگ وزير، خارجه امريکا در 1928 بود و امضا کنندگان exportable بيرون فرستادني، صادرکردني، قابل صدور protocol پيوند نامه، مقاوله نامه، صورت مجلس سياسي demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي