خاک شدن معنی انگلیسی molder واژههای انگلیسی با این معنی kaolinisation خاک چيني شدن referee's position خاک شدن در کشتي، اعلام کشتي در خاک از سوي داور loose yards اندازه گيري حجم خاک پس از کنده شدن، از محل خاک برداري levee en masse سرباز گيري عمومي، عبارت است از مسلح شدن افراد يک مملکت، جهت مبارزه با دشمن پيش از رسيدن قواي over-break خاکبرداري اضافي و کندن و جابجا شدن اضافي، خاک يا قطعات سنگي که دراثر موار منفجره، بدون اينکه بخواهيم کنده شود intomb قبر کردن، دفن کردن، قبر بودن يا شدن براي soliflucation فرسايش خاک يا زمين به وسيله يخ زدن و، آب شدن يخ