خاکبرداری معنی انگلیسی excavation واژههای انگلیسی با این معنی overbreak خاکبرداري اضافه برنيمرخ hoe کج بيل حفاري يا خاکبرداري over-break خاکبرداري اضافي و کندن و جابجا شدن اضافي، خاک يا قطعات سنگي که دراثر موار منفجره، بدون اينکه بخواهيم کنده شود intercepting ditch نهر کوهي، آبرو بالاي خاکبرداري، جوي کوهي pusher tractor تراکتور چرخ زنجيري که اسکريپر را هنگام، خاکبرداري به حرکت درميآورد slope of cutting دامنه برش يا سينه برش، شيرواني کند، شيرواني خاکبرداري buldozer ماشين اهنگري، کوره اهنگري، بولدوزر earthworks عمليات خاکي، خاک کاري، کارهاي خاکي