خراب شدگی معنی انگلیسی deterioration wreckage واژههای انگلیسی با این معنی wear and tear ساييدگي پا، خراب شدگي درنتيجه استعمال عادي، خسارت حد معمول impairment خراب سازي، اسيب زني، اسيب shipwreck کشتي شکستگي، غرق شدگي کشتي، خانه خرابي