خرج کننده
معنی انگلیسی
spender
واژههای انگلیسی با این معنی
- igniting powder خرج مشتعل کننده، خرج چاشني
- detonating charge خرج منفجر کننده، چاشني
- sprining charge خرج چال کننده يا گود کننده
- plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار، يا خرج تلاش
- spender گسارنده، خرج کننده، صرف کننده
- bursting charge خرج تلاش، خرج منفجر کننده
- flashless charges خرج بي شعله، خرج کم کننده شعله
- profit centre مرکز سود، واحد دخل و خرج کننده، قسمتي
- buster بوستر، خرج ميانجي، خرج مشتعل کننده
- igniter چاشني، مشتعل کننده، خرج مشتعل کننده
- coupling base وسيله اي که چاشني را به کلاهک يا خرج، مشتعل کننده وصل مي کند، اتصال دهنده چاشني به کلاهک
- burster tube لوله منفجر کننده، لوله خرج تلاش، لوله حاوي منفجر کننده
- igniter pad کيسه خرج کمکي (توپخانه)، بالشتک مشتعل کننده
- burster course مسير منفجر کننده، مسير انفجار خرج تلاش
- burster block مجموعه منفجر کننده، مجموعه خرج تلاش
- burster منفجر کننده، خرج تلاش