خسته شدن معنی انگلیسی fag fatigue tire weary واژههای انگلیسی با این معنی tire خسته کردن (يا شدن) myo-edema -1 غلنبه شدن عضله خسته و تحليل رفته پس از وارد آمدن، ضربه اي بر آن . -2 خيزماهيچه، ادم يک عضله . overweary زياده خسته کردن، خسته شدن، واماندن run out باخر رسيدن، خسته شدن، مردود شدن. wear out کهنه و فرسوده شدن(در اثر استعمال)، از پا دراوردن و مطيع کردن، کاملا خسته کردن. bore سوراخ کردن، سفتن، کندن