خشمگین شدن معنی انگلیسی anger boil madden offend overcloud واژههای انگلیسی با این معنی pique بر خوردن، خشمگين شدن، انگيختن resent متغير شدن از، رنجيدن از، خشمگين شدن از resentfully متغير شدن از، رنجيدن از، خشمگين شدن از provoke انگيختن، تحريک کردن، وادار کردن nark مامور خفيه پليس، جاسوسي کردن، ازردن. boil جوشاندن، اب پزکردن، پختن