خط سیر گلوله معنی انگلیسی trajectory واژههای انگلیسی با این معنی ballistic trajectory منحني باليستيکي، خط سير باليستيکي گلوله flat trajectory خط سير کشيده، سهم تير کشيده، مسير کشيده گلوله trajectories خط سير، مسير (گلوله)، گذرگاه trajectory خط سير، مسير (گلوله)، گذرگاه