خط کش
معنی انگلیسی
rule ruler straightedge
واژههای انگلیسی با این معنی
- straight edge خط کش، لبه مستقيم
- levelling straightedge خط کش تراز
- metal rule خط کش فلزي
- graphic fitting خط کش ت شکل، خط کش طراحي
- parallel ruler خط کش موازي
- engineer's scale خط کش مهندسي، خط کش محاسبه مهندسي
- architecht's scale خط کش مهندسي، خط کش مقياس مهندسي
- slide rule خط کش محاسبه
- universal drafting machine خط کش ناوبري
- glass rule خط کش شيشه اي
- marking guage خط کش تيره دار، پيمايه
- gft setting عناصر خط کش تير، عناصر مجهز کردن خط کش تير (توپخانه)
- graded ruller خط کش اندازه دار
- graphical firing table خط کش تير (توپخانه)
- nautical slide rule خط کش محاسبه دريايي
- graphical site table خط کش تراز (توپخانه)
- ferula خط کش پهن براي زدن بچه، خيزران، عصا
- plotting scale خط کش مختصات (توپخانه)، خط کش مسافت ياب
- joiner's gauge خط کش تيره دار (نجاري)
- slide rule dial صفحه مدرج خط کش محاسبه اي
- load adjuster خط کش محاسبه برآيند بار هواپيما
- strickle چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گيري، غله مقدار اضافي را از سطل بيرون، ميريزند و بالاي سطل را مسطح ميکنند
- straightedge لبه صاف، خط کش
- drafting machine ماشين نقشه کشي، خط کش طراحي