خطر نزدیک معنی انگلیسی imminence واژههای انگلیسی با این معنی danger was imminent خطر نزديک بود، خطر تهيد ميکرد danger close خطر نزديک (توپخانه)، خطر نزديک است (دريايي) early warning اعلام خطر کردن، اعلام خطر، اعلام خطر کردن از نزديک شدن دشمن imminence نزديکي، مشرف بودن، قرابت وقوع