خوابدار معنی انگلیسی grainy napped واژههای انگلیسی با این معنی nappy خوابدار، کرکدار، سنگين duffel يکجورپارچه پشمي خوابدار، جامه زيادي يايدکي شکارچيان fleecy پشم دار، خوابدار، پشم مانند buff چرم گاوميش، چرم زرد خوابدار، ضربت swan's down پر غو، يکجورپارچه نخي خوابدار fuzzier کرکي، ريش ريش شده، خوابدار fuzziest کرکي، ريش ريش شده، خوابدار fuzzily کرکي، ريش ريش شده، خوابدار fuzziness کرکي، ريش ريش شده، خوابدار fuzzy کرکي، ريش ريش شده، خوابدار