خواهد -
معنی انگلیسی
shall will
واژههای انگلیسی با این معنی
- near work کاري که نگاه نزديک مي خواهد
- naive user شخصي که مي خواهد کاري را با کامپيوتر، انجام دهد اما فاقد تجربه لازم براي، برنامه نويسي با کامپيوتر مي باشد
- muck-rack کسي که عادتا" مي خواهد کارمندان خدمات، عمومي و يا جميع مردم را به رشوه خواري، و فساد و خلافکاري متهم کند
- virtual temperature دمايي که ذره اي از هوا دارا خواهد بود، اگر فاقد بخار آب باشد
- charges forward هزينه هايي که بوسيله مشتري پرداخت خواهد، شد، مخارج حمل که بعد از تحويل کالا به
- there removred revolution شورشي که شهرت دارد (رخ داده يارخ خواهد داد)
- restorationism عقيده باينکه بشرسرانجام بسعادت نخستين خود، خواهد رسيد
- restorationist کسيکه معتقداست باينکه بشر عاقبت بسعادت اول، خود نائل خواهد شد
- critical engine موتوري که از کارافتادن يا نقص آن تاثير، زيادي در عملکرد هواپيما خواهد داشت
- dediction of way هر گاه راهي واقع در ملک خصوصي فردي به، مدت 20 سال مورد استفاده عموم باشد جزء، اموال عمومي تلقي خواهد شد
- D. مخفف کلمات زير است :، افتنده، آنچه خواهد افتاد deciduous
- special bastard حرامزاده ويژه، هر گاه پدر و مادر طفلي که حرامزاده بوده، بعدا" ازدواج کنند نسب او صحيح خواهد بود
- coincidence circuit يک مدارالکترونيکي که تنها درصورت دريافت، سيگنال در همه وروديها بصورت همزمان يا، بسيار نزديک بهم داراي سيگنال خروجي
- talweg خط القعر، خط فرضي موجود در رود يا نهر که اگر اين، رود يا نهر بين دو کشور مشترک باشد خط
- accelerationists شتاب گرايان مکتبي که بر اساس اعتقاد، آنها هر گونه اقدام در جهت کاهش نرخ، طبيعي بيکاري بدون اينکه قادر باشد اين
- marxist مارکس گرا، طرفدار مکتب مارکس، براساس اعتقاد آنها سرمايه داري به علت
- due bill سند بدهي، در CL به اين شکل تنظيم مي شود :، بدهي به آقاي ..... مبلغ ..... است که
- say's law قانون سي . براساس اين قانون، عرضه، تقاضاي خود را بوجود مي آورد بنابراين
- maintenance of membership حمايت از عضويت، هرکس حق اشتغال به کار دارد ليکن اگر عضو، اتحاديه اي باشد بايد در صورت عضويت آن
- marginal productivity law قانون بازدهي نهائي، قانون بهره وري نهائي، بـراساس اين قــانون با افـزايش يک عامل توليد
- defacto recognition شناسايي عملي، شناسايي دوفاکتو، شناسايي سياسي کشوري که عملا" مستقل و
- marxist economics اقتصاد مارکسيستي، نظام اقتصادي که در آن افکار کارل مارکس، و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس آن
- pareto criterion معيار پاراتو، ضابطه پاراتو، بر اساس اين معيار که در اقتصاد رفاه
- kinked demand curve منحني تقاضاي شکسته، منحني تقاضائي که داراي گوشه است . اين، منحني تقاضا مربوط به بازار انحصار چند