خود سرانه معنی انگلیسی heady perverse wayward واژههای انگلیسی با این معنی wilful خود راي، خود سر، خود سرانه willfully خود راي، خود سر، خود سرانه willfulness خود راي، خود سر، خود سرانه masterfully آمرانه، بطور تحکم آميز، رياست مابانه obstinate خيره سر، کله شق، سر سخت personal service utility عرضه سرانه کار، کسي که مستقيما" کار خود را در اختيار، کارفرما مي گذارد