خود فروش معنی انگلیسی pander prostitute واژههای انگلیسی با این معنی ostentatious خود نما، خود فروش، خود فروشانه toplofty خيلي متکبر، خود فروش، تکبر toploftiness خيلي متکبر، خود فروش، تکبر whippersnapper ادم بي اهميت، خود فروش. peachick جوجه طاووس، جوان خود فروش bucko متکبر، مغرور، خود فروش. after-sales service خدمات بعد از فروش، خدماتي که فروشنده، بعداز فروش کالا به مشتري خود ارائه مينمايد pretentious پر مدعا، صاحب ادعازياد، لاف زن kinked demand curve منحني تقاضاي شکسته، منحني تقاضائي که داراي گوشه است . اين، منحني تقاضا مربوط به بازار انحصار چند prudish عفت فروش، عفيف نما، خود بگير