خیریه
معنی انگلیسی
charitable eleemosynary philanthropic
واژههای انگلیسی با این معنی
- benefits society انجمن خيريه
- charitable institution موسسه خيريه
- charity organization سازمان خيريه
- pious foundations بنگاه هاي خيريه، اوقاف
- philanthropoid رييس انجمن خيريه، مدير انجمن نيکوکاري
- exhibition game بازي نمايشي به نفع خيريه
- jwb مخفف: انجمن خيريه ي يهوديان
- community chest صندوق اعانه براي امور خيريه .
- poor-rate ماليات جهت امور خيريه و نگهداري، بينوايان
- colleger دانشجويي که ازبنگاه خيريه دانشکده، بهرمند ميشود
- corody لباس وغذا وغيره که موسسات خيريه به محتاجان، ميدهند.
- rummage sale فروش خرده ريزوکالاي گوناگون براي دادن، ردراه خيريه
- welfare work کارهاي عام المنفعه، امور خيريه .
- welfarism دستگيري از بينوايان، امور خيريه .
- sisterhood خواهري، انجمن خيريه زنان
- sorority خواهري، انجمن هاي خيريه يا کلوب نسوان.، خوابگاه و باشگاه دختران
- institute بنگاه علمي، بنگاه پيشه و هنر، بنگاه خيريه
- bursary گنجوري، خزانه داري، موسسه خيريه دراموزشگاه هاي اسکاتلند
- alms-house گداخانه، لنگرخانه، دارالمساکين
- foundation شالوده، پايه، اساس
- foundational شالوده، پايه، اساس