خیمه
معنی انگلیسی
canvas tent
واژههای انگلیسی با این معنی
- tented خيمه پوش، در خيمه، خيمه مانند
- tentmaker خيمه دوز، خيام.
- puppeteer خيمه شب باز، بازيگر.
- puppet show خيمه شب بازي
- underhook خيمه و رکبي زدن، گرفتن سر حريف با دست، راست
- puppet عروسک خيمه شب بازي، دست نشانده، ادم پوشالي
- puppetry نمايش خيمه شب بازي، نمايش، تظاهر
- marionette عروسک خيمه شب بازي
- jumping jack عروسک خيمه شب بازي.
- fantoccini (عروسک) خيمه شب بازي
- maroczy bind خيمه ماروکسي (شطرنج)
- tepee خيمه مخروطي سرخ پوستان.
- yurt خيمه کروي قرقيزهاي ساکن سيبريه
- yurta خيمه کروي قرقيزهاي ساکن سيبريه
- Bunraku نوعي خيمه شب بازي ژاپني که عروسکهاي آن، قد انساناند و هريک توسط دو يا سه نفر به، جنبش در ميآيند
- tent چادر، خيمه، خيمه زدن
- tabernacle چادر، خيمه، سايبان
- marquee چادر بزرگ، خيمه بزرگ، سايبان
- canopied آسمانه، سايبان، خيمه
- canopies آسمانه، سايبان، خيمه
- canopy آسمانه، سايبان، خيمه
- encamp ازدوزدن، چادرزدن، خيمه برپاکردن
- haircloth پارچه مويي، مويينه، پارچه خيمه اي
- scaramouche (باحرف بزرگ اسم خاص)، دلقک بزدل وکتک خور منايش کودکان ايتاليا، عروسک دلقک نماي خيمه شب بازي