داده ای
معنی انگلیسی
factual
واژههای انگلیسی با این معنی
- dataphone تلفن داده اي، تلفن داده
- data statement حکم داده اي.
- datapoint نقاط داده اي
- rdbms داده رابطه اي، سيستم مديريت پايگاه داده هاي رابطه اي
- datasheet صفحات داده اي
- datawave امواج داده اي
- data termianl پايانه داده اي.
- data link escape گريز اتصال داده اي
- exchange buffering زنجيره اي کردن داده
- relational database پايگاه داده رابطه اي
- biographical data داده هاي زندگينامه اي
- relational database management مديريت پايگاه داده هاي رابطه اي
- soft clip area محدوديت هاي ناحيه اي که در آن داده، مي تواند روي دستگاه ترسيم کننده نمايش، داده شود
- calling sequence مجموعه اي مشخص از دستورالعمل و داده که، براي فراخواني يک ريزبرنامه معين ضروري، است
- file level model نمونه اي مربوط به تعريف ساختارهاي داده، براي کارايي بهينه برنامه هاي کاربردي، يا بررسي هاي پايگاه
- boost charge ولتاژ ثابت و اوليه اي که به باطري داده، ميشود تا آنرا براي استارت موتور آماده، نگه دارد
- CCITT V.24 در ارتباطات داده سري اي از استانداردها، است که خصوصيات رابط را توصيف مي کند
- datacom امکان ارتباط داده اي مخابره ارزان قيمت
- input bound وسيله اي که عمل به خارج فرستادن داده ها، را با نرخي سريعتر از ورود داده ها انجام، بدهد
- output bound وسيله اي که عمل به خارج فرستادن داده ها، را با سرعتي کمتر از ورود داده ها انجام، بدهد
- walkover مسابقه اي که فقط يک اسب در آن شرکت داده، شده، پيروزي آسان
- quartus چهارمي شخص گذاشته وبارقم (اي - وي) نشان داده، ميشود
- sdlc Synchronous Data Link Control، کنترل پيوند داده اي همزمان
- exquatur اجازه اقدام دادن به کنسول، منظور اجازه اي است که به کنسول داده، مي شود تا به وظايف خود عمل کند