دانشجو معنی انگلیسی collegian scholar student واژههای انگلیسی با این معنی scholar دانشجو، طالب (علم)، طلبه scholarliness دانشجو، طالب (علم)، طلبه midshipman's hitch گره دانشجو college admission tests آزمونهاي پذيرش دانشجو redshirt دانشجو را به منظور آماده سازي بيشتر يکسال، از شرکت در مسابقات معاف کردن، دانشجوي scientific علمي، دانشجو schoolwork درس مدرسه، تکليف شبانه دانشجو. sophister سفسطه گر، سفسطه باز، شاگرد