داوطلب معنی انگلیسی volunteer واژههای انگلیسی با این معنی volunteer داوطلب، داوطلب شدن، داوطلبانه آماده شدن volunteer corps سپاه داوطلب enlistee سرباز داوطلب، افراد داوطلب riflecorps تفنگ داران داوطلب voluntaryist طرفدار سربازگيري از ميان مردم داوطلب، مخالف نظام وظيفه rushee دانشجوي داوطلب شرکت در شبانه روزي پسرانه، و دخترانه candidate نامزد، داوطلب، خواهنده foreignlegion هنگ بيگانه، سرباز داوطلب در ارتش registrant پرسنل ثبت نام کننده، داوطلب ثبت نام يا آزمايش دهنده voluntaries ارادي، اختياري، داوطلب voluntary ارادي، اختياري، داوطلب aspirant خواهنده، جويا، طالب applicant درخواست دهنده، تقاضا کننده، طالب roughrider سوار کار ماهر اسبهاي چموش و وحشي.، کسي که در سفرهاي دشوار اسب سواري، ميکند