در آن مورد
معنی انگلیسی
there therein
واژههای انگلیسی با این معنی
- universal legacy وصيت مطلق، وصيتي که در آن موصي جهت تسليم مورد، وصيت به ورثه شرطي قائل نشده باشد
- delivered at frontier تحويل در مرز، يکي از قراردادهاي، اينکوترمز که در آن فروشنده کالاي مورد
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع
- EEPROM با تلفظ ((اي ايپرام))، سرنام عبارت "electrically erasable، " programable read-only memory
- HSB حروف اختصاري hue-saturation-brightness (سايه رنگ، شدت رنگ، درخشندگي يا روشنايي) يک مدل رنگي مورد
- DCA حروف اختصاري Document Content Architecture، يک روش قالب بندي در معماري شبکه اي سيستمهاست، (SNA) که امکان تبادل اسناد متني بين کامپيوترهاي با اندازه
- DRDW سرنام عبارت direct read during write، تکنيکي است که، در ديسکهاي نوري براي کنترل صحت اطلاعات حين ثبت
- ANSI/SPARC سرنام American National Standards، Institute/Standards Planning And Requirements، Committee
- ramdac با تلفظ ((رم دک))، سرنام عبارت "random access memory، " digital-to-analog converter (به مفهوم مبدل رقمي به
- XFCN حروف اختصاري external function (تابع خارجي)، يک، منبع کد خارجي است که پس از اجراي کامل
- DFP. = Dlisopropyl fluorophosphate، دي ايزوپروپيل فلوروفسفات ترکيبي که خاصيت ضد، کولين استراز دارد
- chapultepec پيمان چاپولتپک، اعلاميه صادره از طرف شرکت کنندگان، کنفرانس کشورهاي قاره امريکا به سال
- demarche اقدام سياسي، عمل سياسي، اقدامي است که دولتي در مورد مسئله خاصي
- contiguous zone منطقه مجاور، منطقه اي از آبهاي متصل به آبهاي ساحلي، کشور را گويند که هر چند قواعد مربوط به
- delivered duty paid تحويل پس از پرداخت عوارض مربوطه، يکي از قراردادهاي اينکوترمز که در آن، فروشنده کليه اقدامات لازم از جمله پرداخت
- declaration of trust اظهارنامه تکليف به قبض، اظهارنامه اي که ناقل به منتقل اليه يا، مصالح به متصالح مي دهد و در آن به او
- giffen good کالاي گيفن، نوعي کالاي پست که اثر درآمدي، آن بزرگتر از اثر جانشيني بوده و تقاضا با
- M.A.C. = maximum allowable concentration، غلظت ماکزيمم مجاز (در مورد سمومي که در موقع کار و، پيشه ميتوان با آن مواجه شد و غيره بکار ميرود).
- just in time درست بموقع، روشي در تدارک مواد که در آن، کالاهاي مورد نظر درست در زمان نياز دريافت
- waste of manor اراضي کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره يا، تصرف که مستاجرين و متصرفين در آن حق، علف چر دارند
- working section قسمتي از تونل باد که مدل يا جسم مورد، آزمايش در آن قرار ميگيرد