در آن موقع معنی انگلیسی then واژههای انگلیسی با این معنی sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي warehousing system روشي که به موجب آن کالاهاي وارداتي بدون، پرداخت حقوق و عوارض گمرکي به مملکت وارد، و انبار مي شود و اين عوارض در موقع عرضه M.A.C. = maximum allowable concentration، غلظت ماکزيمم مجاز (در مورد سمومي که در موقع کار و، پيشه ميتوان با آن مواجه شد و غيره بکار ميرود). floating fender زنجير شناوري که به فاصله هاي معيني از، يک کانال نصب ميشود تا در موقع حوادث از، آن استفاده شود ephemeral stream رود فصلي، رودي که در موقع بارندگي آب، در آن جريان دارد